پست ثابت
پروفایلم فعال هست
سلام - لطفا حتما از این پست دیدن کنید
برخی از سخنرانیهای حقیرآماده جهت دانلودباذکرموضوع:
۲-خطبه های نمازجمعه شهرستان محمودآبادتوسط اینجانب درتاریخ10-9-89
لینک بقیه سخنرانیهای اماده برای دانلود در ادامه مطلب
پروفایلم فعال هست
سلام - لطفا حتما از این پست دیدن کنید
برخی از سخنرانیهای حقیرآماده جهت دانلودباذکرموضوع:
۲-خطبه های نمازجمعه شهرستان محمودآبادتوسط اینجانب درتاریخ10-9-89
لینک بقیه سخنرانیهای اماده برای دانلود در ادامه مطلب
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هرکس دچار اضطراب یا دلشوره شد ,سوره "قریش" رابر غذا یا شربتی
بخواند وبدمد وآنرا میل کند, ان شاالله شف یابد
حقیر از بزرگی شنیدم که توصیه کردند
درمواقعی که استرس دارید دست راست خود را روی قلب خودبگذارید
وسوره "عصر" را بخوانید,چندین مرتبه خواندن بهتراز یکبار است
ان شاالله مرتفع میشود
قرآن میفرماید:وننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين ولايزيدالظالمين إلاخسارا
قرآن برای کسیکه مومن باشدشفاورحمت است
امابرای ظالمین جز خسارت چیزدیگری نیست
پس برای اینکه شفایابیم بایدباایمان واعتقادقلبی بخوانیم
توجه مهم: هرگزبخودمون اجازه ندیم که بخواهیم آزمایشی اینکارهارو بکنیم
انرژی یاغذاست بسمت سلولهارفته وآنهاراتغذیه میکند
یکی ازاعضایی که دربدن ازخون غذادریافت میکند,مغزماست
مغزمابرای اینکه فکرکند,فرمانروایی کند,دستوربدهداحتیاج به انرژی داردواین انرژی راازخون دریافت میکند
وخون هم ازغذاهاییکه مامیخوریم
انسان بدون فکرش باحیوانات فرقی ندارد,قوه فکروتفکراست که ماراازسایرموجودات متمايزميکند
آنچه روانشناسان تاکيدا بما سفارش ميکنند، افکارمثبت هست انسانهای مثبت اندیش آینده ای مثبت دارندوانسانهای کوته فکروکج اندیش,نهایتابهمان سمتی میروندکه راجع به آن می اندیشیدند
بقول مولوی: ای برادر تو همان اندیشه ای
مابقی ات استخوان وریشه ای
بنابراین
میتوانیم بگوییم نوع تفکرما,همان سرنوشت مادرآینده هست
قرآن میفرماید: فلینظرالانسان الی طعامه انسان بایدغذای خودرابررسی کند
که چه میخورد,مال که رامیخورد چگونه میخورد وووو....خلاصه غذاخیلی مهم هست چراکه مغزمابایدانرژیش راازآن دریافت کند
غذای طبیعی خوردن فکرطبیعی را بدنبال دارد
غذای مصنوعی فکرمصنوعی میآورد
غذای حلال یعنی فکرحلال وغذای حرام یعنی ایده های حرام درسرپروراندن
غذای طیب وپاک یعنی فکرپاک داشتن
غذای آلوده فکرآلوده تولیدمیکند
بنابراین
غذای حلال,طیب,
خودشکايت کرد
گفت که مدتیست سررشته کارخودراگم کرده ازنظرمادی محتاج شده وبدهی اش زیادشد
آیت الله نخودکی اصفهانی درحالیکه باغچه کوچک حیاط منزلش رابیل میزد به اوفرمود:
فلانی برو نمازهایت را اول وقت بخوان اگرنتیجه نگرفتی بیا واعتراض کن
آن شخص میگوید:بعداز6 ماه اوضاع زندگی ام بروال عادی خود برگشت
یادش بخیر روز اول در حجره ای نمور و تاریک و بسیار خاک آلود با قدمت بیش از شاید
۳۰۰ سال روی فرشی که ازجنس نمد بوده دو زانو نشستم ودر مقابل پیرمرد سیدی بود
جناب سید علی اکبر موسوی و کتاب امثله از جامع المقدمات را شروع کردم
.....وسالها گذشت تااینکه آخرین روز تحصیلی حوزه ۳ خرداد ۱۳۸۳ بود که بعدازآن
همراه باخانواده راهی شمال شدیم و در روستای چاکسر از توابع محموداباد مشغول انجام
وظیفه خطیر تبلیغ شدم
در خلال این سالها اساتید زیادی بودند که در محضرشان زانوی ادب زدم و از خرمن اندوخته
اخلاق و ادبشان خوشه های علم و معرفت چیدم
تعدادشان زیاد است اما طبیعتا برخی شاخص بوده و در روحیه و زندگی من تاثیر بسزا داشتند
اینجانب برسم ادب و احترام نام بعضی ازاین عزیزانی که تاثیربسزادرمن داشتند را بیان میکنم:
۱- حضرت آیت الله حاج محمد سلیمانی کوتنایی(قائمشهری) ایشان سرپرست حوزه علمیه
امام صادق روستای کوتناهستندبنده دروس مقدماتی چون الهدایه . الصمدیه. سیوطی.حاشیه
. معالم. مختصر و بخشی ازکتاب شریف لمعه و شرح لمعه رادر محضرایشان تتلمذ کردم
اخلاق و رفتار بی نظیر و تواضع سرشار ایشان درس بزرگی بود برای من درزندگی
۲-جناب حجت الاسلام والمسلمین مهدی طائب اینجانب مدت ۳ سال در محضر ایشان تاریخ
اسلام و تحلیل تاریخ و تاریخ ادیان وملل را شاگردی کردم ایشان استادی خبره و بینظیرند
ایشان گاهی درتلویزیون مخصوصابعدازبخشهایی ازسریال مختارنامه صحبت کردند
۳-جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتراحمدعابدی که اینجانب ۳ سال در محضرایشان عقائد
اسلامی و کلام را آموختم همچنین حدود ۲ سال دردرس خارج فقه ایشان شرکت کردم
ایشان دردوران دفاع مقدس فرمانده لشگربوده و بیش از حدود ۹۴ ماه حضور در جبهه
در کارنامه عمل ایشان است مجروح جنگی و جانباز بوده و بخاطر بعضی عملیات برون مرزی
از مقام معظم رزهبری نشان لیاقت و فتح دارند
بایدایشانرادربرنامه این شبها دیده باشید ازنشانه های ظاهری ایشان قطع بودن
۳ انگشت دست راست ایشان است که یادگار دوران جنگ است
۴-جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ علیرضا پناهیان اینجانب مدت ۳ سال در
محضرایشان در مرکز تخصصی تبلیغ فن خطابه و روش سخنرانی دینی را آموختم
استادی بسیاربسیارزرنگ تیزبین ژرف نگر و پاک فطرت که در بنده تاثیرزیادی داشت
هوش و زکاوت ایشان مثال زدنیست
۵-مرحوم حجت الاسلام والمسلمین دکتر عبدالله ضابط مدت ۳ سال باایشان انس داشتم
فن خطابه و شیوه سخنوری و روایت از شهدادغدغه ایشان بود
وقتی ایشون رو میدیدم یاد شهدا می افتادم
تاثیرروحی ایشان در بنده زیاد بود
۶-و اساتید معظم دیگری که ازذکرنامشان صرف نظر میکنم
اما دربین این اساتید محترم دو نفر بهترین استاد من بودند که در زندگی من تاثیر داشتند
که نام و تصویر ایشان در ادامه مطلب هست:...
.............
که:
..........
بگذریم چی نوشته بود
ولی داشت شرکت در راهپیمایی روز قدس رو مورد تمسخرقرار میداد
گرچه جواب ابله خاموشی و جواب نادان بفرمایش قرآن فقط "سلام" است
اما
ما فردا میریم راهپیمایی
" تا کور شود هر آنکه نتواند دید "
همین که سرانگشت هایتان نشان از بی همتا بودنتان دارند
کافی نیست!
پ.ن:هرکدامتان عالمی جدا،منفردومنحصربفرددارید.پس کسی شمارادرک
نمیکندجزآنکه آشنا به عالم منحصربفرد شماست.شماتنهایید و فقط آن یگانه تنها
شمارامیفهمد.
قرآن:ُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
و هر كه بر خدا توكل كند، خدا او را كافى است
کلاس سوم ابتدایی بودم
طبق معمول معلم ما ستار محمودی بود
ایام مصادف بود با ماه محرم
طبق معمول شبها همه ما بچه ها میرفتیم مسجد محله(روستای کندلو) و بسهم خودمون هم عزاداری و سینه زنی میکردیم و هم از فرصت استفاده کرده کلی در فضای خوف انگیز و تاریک اطراف مسجد قایم باشک بازی میکردیم
اینکه میگم خوف انگیز از این جهت بود که هنوز روستای مااز نعمت روشنایی برق برخوردار نبود
و اطراف مسجد تاریک و وحشتناک بود
بگذریم
آقای ستار محمودی یکروز منو خواست و از من سوآل کرد آیا شما شبها به مسجد میرید؟
ومن با شوقی وافر گفتم: بله میریم و من نوحه هم میخونم(بخیال اینکه منو تشویقم کنه)
معلم چهره در هم کشید و بالحنی اعتراض آمیز و عصبانی گفت: غلط میکنید میرید مسجد مگر شما درس و مشق ندارید؟؟
بعد بمن گفت چون تو نوحه خونی برو ولی اسم تمام بچه هاییکه شب میآن مسجد رو بنویس و فردا بمن بده
ماموریت سختی بود
فردا آقای معلم منو بدفتر احضار فرمودند و لیست رو ازمن خواستند
ومن دروغی بسیار بزرگ تحویل آقای معلم دادم و گفتم: هیچکس مسجد نبود
غافل از اینکه آقای معلم شخص دیگری رو هم مامور کرده بود خانم ....که نمیخوام اسمشو ببرم
اون دختر خانم اومد و همه رشته های منو پنبه کرد و من شدم و آقای معلم
ایشان منو بحیاط مدرسه بردند و تادر توانشان بود کتکم زدند
بعد بمن گفتند ازفردااگر دروغ بگی داغت میکنم
حالا من بودم و لو دادن بچه ها و کتک آقای معلم و....
مجبور شدم فردالیستی تهیه کنم فقط مد نظر داشتم که از هر خانواده اسم یک نفر رو بنویسم
بنوبت
چند روزی گذشت و بچه ها روز کتک میخوردند که چرا شب به مسجد میرفتند
عجب معلمی بود!!! خب بچه ها کجا میرفتن؟؟ وقتی اهل منزل همه میرفتن مسجد؟ بچه های خردسال
در آن خانه های قدیمی در فصل زمستان در هوای سرد کوهستان .... باید چکارمیکردند
یادش بخیر
پسر عموی شهید من که خیلی منو دوست داشت و مشوق من برای اجرای مداحی بود خیلی هم مرد قاطع و بقول خودمونیها سیاستی بود
درعین حالیکه زیاد دوستش داشتیم زیاد هم ازش میترسیدیم
دخترخانمشون که الان از دبیران موفق هستند یک شب منزل ماندند و هرچه ایشان اصرار کرد که چرا مسجد نمیآیید ایشان چیزی نگفت
بالاخره براثر اصرار زیاد گفت که: محمود اسم مارو مینویسه و میده به معلم و...
پسرعمو منو صدا زد وقتی نگاش کردم فقط اخمی کرد و گفت: محمـــــــــــــود راست میگن؟؟؟
همین
دیگه هیچی نگفت
ومن لیست رو پاره کردم و تمام شب را بادلهره و اضطراب به صبح رسانیدم که فردا چه خواهد شد
اگر معلم از من لیست بخواهد چه کنم؟...
و خوشبختانه گویا معلم دیگر.... سراغی نگرفت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ . ن : 1- چرا معلم همچه خواسته ای داشت؟؟؟!!!!
2-پسر عموی من چرا فقط به یک برخورد بامن بسنده کرد؟ چرا بفکرشون نرسید برن و با معلم صحبت کنند؟؟!!!!
3-چه کشیدیم از دست معلمین عزیزمان....
فقط خودتی و خودت
و بعضیهاشون طوری هستند که حتی آدم خجالت میکشه به خدا هم بگه
یه ضرب المثل مازندرانی میگه: درد منو دل من ـــــ بمیرم بورم گل بن
شعر:
مرا دردیست اندر دل اگر گویم زبان سوزد
وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن.: ۱- اعوذ بالله ان اکون من الجاهلین خدایا پناه میبرم بتوازاینکه نفهم و جاهل باشم
۲- الا بذرکرالله تطمئن القلوب فقط خداوند و یاد و ذکر اوست که آرامش میدهد
۳- .............................![]()
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ الذاريات : 56
و من جن و انس را نيافريدم مگر براى اينكه عبادتم كنند
هدف از خلقت عبادت است در تفسیر این آیه فرمودند: منظور از لیعبدون یعنی لیعرفون عبادت همان کسب معرفت است و معرفت پدیدارنمیشود مگر در سایه علم
پس علم است که مقدمه است برای معرفت و علم در سینه ای قرار میگیرد یعنی سینه ظرف علم میشود که مزین به تقوای الهی باشد
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ تقوا پیشه کنید و خداوند علم بشما میآموزد
صوفیان وکسانیکه به این مشرب نزدیکترند تقوا را شرط کسب علم میدانند و استشهاد آنها به این آیه و آیه شریفه :
الأنفال : 29 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً
اگر از خدا بترسيد خداوند قوه تشخيص حق از باطل روزيتان مىكند
میباشد که علامه طباطبایی بااستدلالی قوی و خدشه ناپذیر این نظریه که تقوا مسبب علم است را رد میکند ولی از استدلال ایشان و تفکر صوفیانه میشود به این حقیقت رسید که گرچه تقوا مسبب علم نیست ولی شرط علم نافع هست یعنی آن علمی که نور است وجداکننده حق ازباطل است در هرظرفی نمیگنجد بلکه نصیب قلبی میشود که طهارت داشته باشد
پس تقوا شرط است تا علم در سینه قرار گیرد
حال ببینیم طریق کسب این علم چگونه است
پیغمبر اکرم در حدیثی میفرماید:
انا مدينه العلم و علىّ بابها فمن اراد العلم فليأت الباب
، يعنى من شهر علمم و على درب آن است و هر كه اراده ورود بشهرى را بكند بايد از در شهر يعنى بوسيله على عليه السّلام وارد شود
یعنی اگر میخواهید به مخزن علم دست یابید باید از درب آن وارد شوید که درب آن علی ع است البته با شرط تقوا
وگرنه در صورتیکه تقوا نباشد و یااز راه ولایت علی نباشد علم نافع نیست
قرآن میفرماید:
َ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (189)
كارِ نيك، آن نيست كه از پشتِ خانهها وارد شويد بلكه نيكى اين است كه پرهيزگار باشيد! و از درِ خانهها وارد شويد و تقوا پيشه كنيد، تا رستگار گرديد!
یعنی از راهی غیر از درب میشود بخانه رسید ولی طریق تقوا نیست
یعنی بدون علی ع و بدون تقوا میتوان به علم رسید ولی این علم نافع نیست یعنی فرقان حق وباطل نیست یعنی نور نیست که البته باید گفت : اصلا علم نیست بلکه شبحی از علم است زیرا که : العلم نور علم نوریست که روشنگر است
حاصل بحث این شد که: ولایت علی ع همان نوریست که روشنگر راهست وبدون ان مسیر حق و باطل بر انسان مشتبه میشود و یا به تعبیر امام هوالحجاب الاکبر بلکه حجابی میشود تا انسانرا به بیراهه کشاند
پ . ن : ولایت علی ع یاهمان نور هم اکنون مختص حضرت بقیه الله الاعظم است و در غیاب حضرتش ولی فقیه جامع الشرائط فتامل
- ایندفعه دیگه هی مثال نمیزنم که بعضیها بگن ......فقط همین 2 تا رو مینویسم
-وقتي ميري نونوايي تحملشو داري اگر نونوا آشناست طوري رفتار نكني كه برات امتيازي قائل بشه؟
- اگه تو اداره کارت گیر داشت بر میگردی ؟ یا دنبال آشنا میگردی کارتو راه بندازه ؟
- جناب يوزارسيف يك لحظه فقط يك لحظه به دوستش گفت : پيش پادشاه كه رفتي سفارش منو بكن همين
ورسولخدا صلي الله عليه وآله فرمودند:
تعجب ميكنم از برادرم يوسف!!!!چرا بخدا پناه نبرد!!!!
-درطول روز چند تا از اين گرفتاريها داريم؟
وحبیب خدا به وصیش فرمود:
یاعلی
إذا رأيت الناس يتوسّلون بالخلق فتوسّل أنت بالخالق
هنگامي كه مردم متوسل به خلق ميشوند تو متوسل به خالق باش
دریک جاده هموار که از لحاظ مهندسی مثل خیلی از جاده های مهم کشور ما نیستند با یک ماشینی که مثل خیلی از این ماشینهای قراضه ما نیستند با راننده ای که قشنگ کارشو بلده در حال حرکتی
ناگهان می بینی حرکت دچار مشکل شد پیاده میشی می بینی هف هشتا میخ !!!!
بله
همین گناهان کوچک دست وپا گیرند که روند حرکت ما را بسمت
تعالی کند میکند
-يه نفر از من مطلبي رو سوآل كرد داشتم براش توضيح ميدادم و او هي پچ پچ ميكرد گفتم بله امري داشتيد؟ فرمودند : خير همينطور كه شما توضيح ميديد من گوش ميدم چرا بيكار باشم ذكر ميگم تسبيح خدا ميگم
- خاطره سفر حج يه پير مرد: حاج آقا 7 روز كه در مدينه بودم 15 ختم قرآن و 10 سال نماز قضا بجا آوردم !!!!!!!!!! (البته حالا چرا همه بايد بدونن او چي كار كرده بماند)
- يه نوجوان معترض بود كه اكثر روزا از مدرسه كه بر ميگردم توي آشپز خونه بايد تنهايي غذاي ديشب رو گرم كنم بخورم چون مادرم روزه مستحبي داره و توي اطاق اتاق خواب خوابيده
- تعداد جلسات دعا و ختم انعامي كه خانمها بر گزار ميكنند واويلاست(چه حرفها وفرهنگهايي اونجا ترويج ميشه رو كاري باهاش نداريم فعلا)
وحبيب خدا به وصيش فرمود:
يا علي
و إذا رأيت الناس يشتغلون بكثرة العمل فاشتغل أنت بصفوة العمل
هنگامي كه مردم بفكرزيادي عملند تو بفكر درستي عمل باش
-اگه غذا نخوريم ميميريم و اگر زياد بخوريم بازم ميميريم
- باران اگر نياد بده قحطي ميشه اگر زياد بياد چي؟ سيل ميشه بازم قحطي ميشه
-يه قرص كه بخوري بيماريت خوب ميشه 10 تا كه بخوري ....
آقاجون
بايد كار ها درست انجام گيرد نه اينكه زياد انجام گيرد
- اگر لباسي نو كه يكبار در مجلسي پوشيده شد بار ديگر در مجلسي ديگر پوشيده شود چه ميشود ؟ آيا از شخصيت انسان كم ميشود؟
- سر سفره عقد حتما قرآن را با روبان قرمز تزيين كنيد يادتان نرود چون قرآن بدون تزيين سفره را زشت ميكند بايد عكس وفيلم قشنگ باشد
- مسجدي كه هنوز كولر وفرش و حتي نمازگزار به تعداد مطلوب ندارد اما نماي بيروني آن پوشيده از سنگهاي گران قيمت است بيانگر چيست؟ آيا خداوند ميخواهد كه ما چشمها را خيره كنيم يا بايد دلها را تسخير كنيم ؟
- سجاده ها ومهرها وتسبيح هاي زيبا و رنگارنگ و متنوع با نماز خوانهايي كه نه ظاهر آداب نماز را درست اجرا ميكنند و نه به محتوا توجهي دارند
- هديه هاي گرانقيمت روز تولد وسالگرد ازدواج در حاليكه قلبها بجاي ديگري گره خورده است
- مردان وزنان در محيط كاري با همكار جنس مخالف خود كاملا خوش برخورد و مهربان و با حوصله اند طوري كه انرژي آنها تمام شده و وقتي بخانه بر ميگردند نه حوصله اي دارند نه مادري مهربانند نه پدري دلسوزند و نه همسري دلخواه
- شخصي 6 ماه بيمارست كسي از فاميل به عيادتش نميرود به تلفن يا اس.ام.اس بسنده ميكنند و وقتي شنيدند فلاني مرد يكنفر نيست كه مشغله داشته باشد به يكباره همه در تشييع جنازه حاضر ميشوند
- پدر ومادري كه يك عمر توجهي از فرزند دلبندشان نميديدند الآن بهترين مجلس يادبود و بهترين كفن وبهترين سنگ قبر براي آنها مهياست
- پدري الآن 6 ماهه كه از دنيا رفته و پسر سرمايه دارش براي قبرش سفارش داده سنگ 20ميليون توماني از يكي از كشورهاي خارجي بياورند اما پدر وقتي زنده بود پسر همسايه نان و خوراكي و داروي او را تهيه ميكرد
-در مجلس ختمي دسته گلي درست كرده بودند آنقدر بزرگ بود كه از در مسجد رد نميشد از پنجره آنرا وارد مسجد كردند بعد شنيده شد پدر وپسر با هم اختلاف داشتند
-تربيت فرزند فراموش بشود ايرادي ندارد اما روز تولدش را بخاطر بسپار
- اگر به همسر عشق نورزيده و با ديگران خوش و بش داشتيم باكي نيست اما سالگرد ازدواج فراموش نشود
- درمان نارسايي قلب مهمتر است يا پاك كردن آن از حسادتها و كينه ها؟
و حبيب خدا به وصيش فرمود :
يا علي
إذا رأيت الناس يشتغلون بتزيين الدّنيا فاشتغل أنت بتزيين الآخرة
هنگامي كه مي بيني مردم بفكر تزيين دنيايند تو بفكر تزيين آخرت باش
-يه نفر سوار تاكسي شد و راننده بدون اينكه از تاكسي متر استفاده كنه شروع كرد در مورد دارو وخواص دارويي و اينكه بعضي از دارو ها قلابيند وبعضيهاشون بي خاصيت و...صحبت ميكرد كه مسافر به راننده گفت:
بنده رشته ام وشغلم داروسازيست وراننده تاكسي بدون اينكه تغييري در گفتار داشته باشد گفت:
آها شما ميفهميد كه من چي ميگم!!!!
-راننده اتوبوس در حين رانندگي با من (دريكي از سفرها)صحبت ميكرد در حاليكه تخلفات زيادي اعم از سبقت وسرعت غير مجاز سوار و پياده كردن خارج از مقررات و...داشت آه سردي كشيد وگفت:
حاج آقا فساد اداري قانون شكني و...خيلي زياد شد خدا صاحاب اين مملكتو برسونه مردم متاسفانه بهيچ صراطي مستقيم نميشن
-بعضيها هر جا نشستند از پارتي بازي وفساد اداري گله مندند ولي وقتي جايي دچار مشكل قانوني شدند دنبال آشنا ميگردند
-پدر سيگاري بارها پسرشو فرستاد مغازه محله براش سيگار بخره ولي حالا بهش گير ميده با فلاني دوست نباش ممكنه تو رو بخلاف بكشونه
-روزنامه ها براي اينكه تيراژ روزنامه بالا بره گاهي وقتها دنبال سوژه ميگردند و...
- هنر پيشه طنز باز براي خنداندن چشمهايش را چپ ميكند يا لهجه اش را بر ميگرداند ويا...
و50ميليون را ميخنداند ولي چند ميليون نفر كه اين عيب در وجودشان هست را ميرنجاند ودل آنها را بدرد ميآورد
-بعضيها براي تبليغ كانديداي مورد نظر خود ديگر كانديداها را مورد تمسخر قرار ميدهند
و خيلي چيزهاي ديگر
و حبيب خدا به وصيش فرمود :
و إذا رأيت الناس يشتغلون بعيوب الناس فاشتغل أنت بعيوب نفسك
هنگامي كه مي بيني مردم به عيب جويي از ديگران مشغولند تو به عيوب
خود نگاه كن
نظامي ميگه:
عيب كسان منگر و احسان خويش ديده فرو بر به گريبان خويش
آينه آنروز كه گيري بدست خود شكن آنروز مشو خود پرست
آينه چون نقش تو بنمود راست خود شكن آيينه شكستن خطاست
خويشتن آراي مشو چون بهار تا نكند در تو طمع روز گار
وقتي روزنامه ها را ورق ميزنيم آنچه بيشتر توجه مارا بخود جلب ميكند :
روشهاي لاغر شدن-آموزش حفظ وقرائت قرآن-آموزش زبان انگلیسی در خواب-تناسب اندام- -آموزش تفسیر قرآن-نام نویسی برای ختم قرآن دسته جمعی و....
-لاغر شدن نه برای سلامتی بدن بلکه برای خوش تیپ طیپ ؟ شدن(حتی بقیمت ضربه زدن به بدن وبیمارشدن!!!)
-آموزش حفظ وقرائت قرآن نه شاید برای خدا گویا برای هنر نمایی و اجرا در مکانهای مختلف وتشویق دیگران و پز دادن پدر و مادر
-آموزش زبان انگلیسی نه برای بالا رفتن دانش بلکه برای قبول شدن در فلان امتحان یا...
-تناسب اندام نه برای شریک زندگی بلکه برای جلوه در معابر عمومی
-آموزش تفسیر قرآن نه برای تبرک بلکه برای تفرج و داشتن مدرک
-ختم قرآن دسته جمعی در مدتی معین
مهم نیست که درست قرائت شود ویا اینکه قصد قربت باشد فقط بخاطر اینکه اعلام کنند ما درمدت فلان فلان مقدار قرآن خواندیم ورکورد شکنی کنند
سوآل:
در کدامیک از موارد بالا خدا نقش دارد ؟
کمرنگ یا بیرنگ شدن خدا در زندگی باعث میشود که تمام اعمال انسان ولو عبادتهایش ابزاری برای ترقی دنیایش باشد
وای اگر از پس امروز بود فردایی
وحبیب خدا به وصی خود فرمود:
یاعلی
إذا رأيت الناس يشتغلون بعمل الدّنيا فاشتغل أنت بعمل الآخرة
هنگامي كه مي بيني مردم به عمل دنيا مشغولند تو بفكرعمل براي آخرت
باش
كلمه اول :
گوينده صداوسيما كلمات انگليسي را با ژست و حالت خاصي ادا ميكند و طوري دقت ميكند كه گويا انگليسي زبان است ودرست ادا نكردنش را ب ي ك ل ا س ي ميداند اما اگر در ديالوگش يك آيه يا يك كلمه عربي باشد كاملا غلط ميخواند واگر ايراد بگيري ب ي ك ل ا س ي !!!!
تماشاي فوتبال فرهنگ شد اما چند دوستدار ورزش خود ورزش ميكنند؟
صدقه دادن از كسي ترك نميشود اما خيلي ها زكات مالشان را نميدهند
براي ...براحتي پول ميدهند اما خمس را چند نفر پرداخت ميكنند؟
تعداد افراد در نماز بيشتر است يا هنگام خواندن دعاها؟
ديدم كساني كه مستطيع شدند وبه حج تمتع نرفتند ولي چند بار به عمره رفتند
يه آدم پولدار ميشناسم نمازجماعتش ترك نميشود ابدا اما جزو ربا خواران معروفيست كه به من اعتراض كرد چرا بالاي منبر ربا را تقبيح كردم!!!!!!!!
خيلي ها راه كربلا را ميروند اما چند نفر راه امام حسين را؟
سنگ قبر واطراف قبر همه آباد است اما چند نفر درون قبرشان ؟
و.....
حبيب خدا به وصي خود فرمود:
يا عليّ، إذا رأيت الناس يشتغلون بالفضائل فاشتغل أنت بإتمام الفرائض
هنگامي كه مي بيني مردم به مستحبات مشغولند تو به واجبات برس
تزيينات ساختمان مهمتر است يا خود ساختمان؟
خانه از پای بست ویرانست
خواجه در بند نقش ایوانست
درپست قبلي عرض كرديم كه تقوي راه رسيدن به علميست كه دانستنش به انسان ارزش والاي انساني مي بخشد وآدمي مسجود ملا یك ميشود
لذااشكالاتي وارد شد كه
اين نوع نگرش بي حرمتي به سايرعلوم است ولي بايد بگوييم كه علمي كه مقدمه اش تقوي است وقتي از اوقات آدمي را اشغال نميكند
هركس در هر رشته اي كه كار ميكند كافيست حريم حلال وحرام الهي را محترم بشمارد وسعي درعمل بنمايد آنوقتست كه بميزان رعايت اين حريم به آن علم دست مي يابد
لازم نيست كه ساير برنامه ها وعلوم كنار گذاشته يا تعطيل شوند
دراينصورت ما فيزيك دانان شيميدانان پزشكان مهندسان معلمان محققان روحانيان برزگران رفتگران صنعتگران پيشه وران و..... داريم كه به اين درجه رسيده اند بدون اينكه از زندگي روزمره خود مايه گذاشته باشند ويا از مشاغل خود دست كشيده باشند
و
رسيدن به اين درجه مختص عده اي يا قبيله اي يا صنفي خاص نيست بلكه : إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم هركه رعايت حلال وحرام در زندگي او جدي تر باشد(البته در عمل) دست يافتنش به اين مقام مهيا تر
بقول حافظ:
مرد خداشناس كه تقوا طلب كند خواهي سفيد جامه و خواهي سياه باش
لذا عرض كرديم كه علي (عليه السلام) از پيغمبر(صلي الله عليه وآله) بجاي 6000 گوسفند و دينار6000 كلمه خواست
وحبيب خدا فرمود:
اجمع ستمائة ألف كلمة في ستّ كلمات:
من 6000 كلمه رادر 6 كلمه جمع ميكنم
يا عليّ، إذا رأيت الناس....
بیاری خداوند ادامه دارد
چون خداوند به آدم علم آموخت به ملايكه دستور سجده بر آدم را صادر كرد
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَة..... سپس علم اسماء [علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا.... و (ياد كن) هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده و خضوع كنيد!» همگى سجده كردند
ملاك برتري انسان بر ساير مخلوقات خداوند و اشرف مخلوقات بودنش علم است
كدام علم؟
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّه تقواپیشه کنید تا خداوند به شما علم عطا کند
همان علمي كه در سايه تقوي بدست آيد نه راهي ديگر
(لذا همه علوم محترمند و عالمانشان ارزشمند اما علمي كه با آن انسان به كمال برسد وانسانيتش كامل شود ومسجود ملايكه شود اينها نيست بلكه علميست كه بعد از تقوا خداوند به انسان عنايت ميكند)
و اين علم ملاك برتريست
بنابراين اگر در عمل آدم خوبي باشيم ودر زندگي به خود وخدا وديگران ضرر و زياني نرسانيم به درجه اي ميرسيم كه فرشته ها بما افتخار كنند نه ما بقول حافظ:
فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد
ديگران هم بكنند آنچه مسيحا ميكرد
روزي پيامبر خطاب به علي (ع) فرمود:
" يا عليّ، تريد ستّمائة ألف شاة أو ستمائة ألف دينار أو ستّمائة ألف كلمة
قال علي : يا رسول اللّه ستّمائة ألف كلمة
فقال صلّى اللّه عليه و آله: اجمع ستمائة ألف كلمة في ستّ كلمات:..........
ياعلي آياميخواهي بتو 6000 گوسفند يا 6000 سكه ودينارطلا يا 6000 كلمه بياموزم؟
علي عرضه داشت:يا رسو ل الله من 6000 كلمه ميخواهم
و پيامبر به علي اين كلمات را آموخت.....
بياري خدا ادامه دارد